تبليغاتX
چرنديات يك كولي

چرنديات يك كولي

احمد محمودی


+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388ساعت   توسط شهاب  | 

ميگه صبحها كه ميري دستشويي حالت بد نميشه؟ ميگم برا چي ميگه؟ آخه هركي اول صبح اين قيافه ضايع تورو ببينه حالش بد مي شه تو هم كه خودتو تو آيينه مي بيني. هيچي بهش نميگم ميگه ناراحت شدي؟ ميگم آره!!! ميگه حق داري حرف حق تلخه! اين دفه مي خوام كلشو بكنم

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت   توسط شهاب  | 

ميگم تا حالا به گا رفتي ميگه نه اما يه برنامه بزار با هم بريم
+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت   توسط شهاب  | 

سلاخي مي گريست
به قناري كوچكي دل بسته بود
 
+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت   توسط شهاب  | 

کاندومی که صرف ِ خورارضایی شود
راهی به سوی سلامت نیست
اعتراضی است تلخ و سطحی به تنهایی »
•                                                                                                                                           سرقت شده از باربد شب     
+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت   توسط شهاب  | 

آقاي ساعي ممنونم
+ نوشته شده در  جمعه یکم شهریور 1387ساعت   توسط شهاب  | 

ميگه از نظر سياسي به  چه حزبي شباهت داري ميگم ملي مذهبي ها رو ديدي من انترشونم
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام مرداد 1387ساعت   توسط شهاب  | 

بچه ها هواي بائوباب ها را داشته باشيد
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت   توسط شهاب  | 

تنهاي
وقتي به تنهاي فكر مي كنم از اون بدم مياد ولي وقتاي كه تنهام از او لذت مي برم يه پارادوكس ديگه
ولي از بي كسي متنفرم و ازش حالم به هم مي خوره
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت   توسط شهاب  | 

از كنار هم رد مي شيم بدون اينكه هم ديگه بشناسيم 
+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت   توسط شهاب  | 

ميگه بيا بر عليه هموفبيا مبارزه كنيم ميگم من خودم از دست تو فول هموفبيا گرفتم ميگه هميني كه هست 
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت   توسط شهاب  | 

ميگم هي آقاكجا كجا برگشت نگام كرد(چپ چپ) گفتم اشتباه شد هي خانم كجا كجا 
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت   توسط شهاب  | 

بازم بلوفم نگرفت صبر ميكنم تا كاره بعدي
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت   توسط شهاب  | 

ميگن يه بار در خونه آدم رو ميزني يه زحمت بكش قبل از آمدن يه خبري بده تا خونه باشم
+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت   توسط شهاب  | 

گفت چقدر بي شخصيت هستي منم يه بليط اتوبوس بهش دادم گفت بهتر شدي
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت   توسط شهاب  | 

گفتم بيا بازي گفت نه تو همش ميبازي گفتم مي بازم كه نبازي گفت خفه
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387ساعت   توسط شهاب  | 

ميگم ميشه ميگه نه ميگم ولي اگه بشه چي ميشه ميگه زرشك
+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت   توسط شهاب  |